السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1295

تعليقات نقض ( فارسى )

كه انكار كردند حقّ او را كه صاحب اين امر است تردّد كند ميان ايشان ، و راه رود در بازارهاى ايشان ، و پا بگذارد بر فرشهاى ايشان ، و نشناسند او را تا آن وقت كه خداوند او را اذن دهد كه خود را بشناساند بايشان . و در غيبت شيخ طوسى مرويست از محمّد بن عثمان عمرى - قدّس اللّه روحه - كه او فرمود : و اللّه و اللّه كه صاحب اين امر هر آينه حاضر مىشود در موسم يعنى موسم حجّ در هر سال ، مىبيند مردم را و مىشناسد ايشان را ، و مىبينند او را و نميشناسند او را . و نيز روايت كرده شيخ و نعمانى و صدوق از جناب صادق عليه السلام كه فرمود : گم خواهند كرد مردم امام خود را ؛ پس حاضر مىشود در موسم و ايشان را مىبيند و آنها او را نمىبينند . و نيز روايت كرده از عبد الأعلى كه گفت : با آن حضرت بيرون رفتيم چون بر وحاء « 1 » فرود آمديم نظر فرمود بكوهى كه مشرف بود بر آنجا پس فرمود : مىبينى اين كوه را اين كوهى است كه آن را رضوى مىگويند از كوههاى فارس بود ما را دوست داشت خداوند آن را نقل فرمود بنزد ما ، آگاه باش كه در آنست هر درخت ميوه‌دارى ، و چه نيك امانيست براى خائف ، آگاه باش كه براى صاحب اين امر در او دو غيبت است يكى كوتاه و ديگرى طولانى . و گذشت كه خروج آن حضرت از قريه‌اى است كه او را « كرعه » ميگويند و در يكى از زيارات جامعه است در سلام بر آن حضرت : السلام على الإمام الغائب عن الأبصار ، الحاضر فى الأمصار ، و الموجود فى الأفكار ، بقيّة الأخيار ، وارث ذي الفقار ، المنتظر « 2 » ، و الحسام الذكر ، و الشمس الطالعة ، و السماء الظّليلة ، و الأرض البسيطة ، نور الأنوار الذي تشرق به الأرض عمّا قليل ، البدر التمام و حجّة اللّه على الأنام ، برج البروج ، و اليوم الموعود و شاهد و مشهود ( تا آخر ) . و بالجمله كاش ذهبى با آن همه دعواى اطّلاع و ديانت بمحلّى از كتب اماميّه نشان ميداد كه فلان عالم در كتاب فلانى نوشته چنانچه رسم اماميّه است كه در مقام ايراد بر ايشان از مؤلّف و كتاب و باب و فصل آن خبر ميدهند ، و با اين افترا و بهتان شيعه را نسبت بدروغ گفتن ميدهد ، و خود را پاكدامن مىپندارد ، و ابدا

--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « روحاء بالفتح و المد موضعى است ميان حرمين ؛ بر سى يا چهل ميل از مدينه » . ( 2 ) - كذا ؛ و لعل الصحيح : « الامام المنتظر » او « القائم المنتظر » .